تبلیغات
گوگل فارسی ::. - چشم در باد آزادی
گوگل فارسی ::.
گوگل حقیقت گوی سیاسی-فرهنگی-اجتماعی
سه شنبه 20 مهر 1389 :: نویسنده :

چشم در باد آزادی


در تنگنای تار عنکبوت دیوار،کبوترم به سرآغاز نامه ی  آزادی می پرد،ندای کبوتر قاصد ،دل تنهایمان را تازه می کند،،آخر دنیایی داشتم با ماردوش که حماممان دوش زهر بود،حال منتظرسیاوش که شیر مادیان خورده و در کوه زیسته، بودم،کجاست آهنگر ما .... در گوشه ی تار خفته، غم این خفته ی چند خواب را برایش ساخته،آری با دلی زخم آلود اما پر امید قایقی ساختم به شهری که لااقل پنجره ها رو به تجلی باز باشد، تک و تنها بدنبال سرزمین آزادی رفتم،اکنون در کوچه های سرزمین آزادی قدم میزنم و با مردمانی پر نشاط و سحر خیز هم کاسه شده ام ،قهرمانان بیدار بودند،خبرآوردند در پایین دست کبوتری می خورد آب  غافل از طعم و سیاق آن،آری آن قاصد مرگ را می نوشید، صاحب خبر هم بدنبال پیغام ....در عجب ماندم چنین  آبی در چنین سرزمینی،بدنبال کفتری در قناتی،چاهی ،چشمه ای گشتم تا که شاید مردمان تار را از  حال خود آگاه و بیدار کنم ،ناگهان ناله ی مردی از ته چاهی سینه ام را منقلب کرد،آری اکنون  رستم دستان مرد مردستان در تگ تاریک  ژرف چاه پهناور گم بود،آری اولین بار بود کان کلید گنج مرواریدم گم شد.

     آری اکنون فهمیدم آزادی را می توان در تنگنای حصار بی حصاری تعریف کردو فهمیدم دشت زیبای آنچنان مستم کرده که دامنم از دست رفته.          

با نگاهی تازه برگشتم فضای بهشتی ام تبدیل به تنفر شد چه راحت گول این پستیان خورده بودم اکنون چهره ام سپید و فرزندانم دم بخت  و همسرم از این مردم،ناگهان در شرق صدایی سقف درد آلود ملکوت را نشانه رفت،پی سوسوی آن رسام دست یاران را گرفتم و  سینه در سینه ی درد آلود تاریخ،غم تنهایی خود سر دادم.

بازگشتم به دیار خود نه خبری بود از آن تار و نه از آن دیوار،سرآغاز آزادی را در آنجا سرودیم، به پیشوایی مردی دوران دیده و زجر اسارت چشیده اما ناگهان شغاد آن نا برادر مرد،قصد  خراب کردن دنیایمان داشت،با رفیقان همدمان هم رزم شدیم، تا بچه ها آمدند ما در تار عنکبوت اسارت  شدیم،هر چه کردیم از پس شکنجه های آن مزدوران رخت بر بندیم نشد،آری اکنون آن هم کاسه های  شهر مثلا" آزاد ی اکنون دستپایمان را بسته و به ناجوان مردی روی آورده ند،آری اکنون روزگار رستم در ته آن چاه پستان چاه بی دردان  بر سرما آمده بود آری اکنون تهمتن با  بسیجیان غیرت مند گرفتار نادیان آزادی بودند،تنها امیدمان خدا بود  ناگهان ندای الله اکبر  آزادی را به ما رساند آری آن جوانان  تار آن عنکبوت پیر استعمار را شکافتند واکنون تنها خاطراتم از آن دوران پایی ناقص و صدایی دردآلود است و تنها تفریحم  در فضای آزادی معنوی شده است بهشت زهرا.



نوع مطلب : اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها : چشم در باد آزادی، تنگنای تار عنکبوت، نامه ی آزادی، سیاوش، غم اینخفته ی چند، سرزمین آزادی، رستم دستان، تگ تاریکژرف چاه پهناور گم بود، کلید گنجمروارید، تنگنای حصاربی حصاری، تهمتنبا بسیجیان غیرت مند، نسیم آزادی، بهشت زهرا.، دانلوددانلوددانلوددانلوددانلود آزادی، دانلود دانلود دانلود دانلود،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 تیر 1390 11:58 ق.ظ
حالا باید به ما رفقات بگی مطلب های قشنگ می زنی خیلی نامردی،با اجازه ات می خواهیم در نشریه ی ماه بزنیم؟
چهارشنبه 1 تیر 1390 11:57 ق.ظ
سلام عالی بود چرا زود تر نگفته بودی یک همچین مطلبی داری و اصلا" چرا نگفته بودی وبلاگ داری استاد عزیز
چهارشنبه 1 تیر 1390 11:54 ق.ظ
خودمونیما ترررررررررررررکوندی
چهارشنبه 1 تیر 1390 11:54 ق.ظ
عالی بود عالی بود مخصوصا" اون جاهایی که از ادبیات های دبیرستان استفاده کرده بودی
چهارشنبه 1 تیر 1390 11:52 ق.ظ
آفرین آفرین آفرین هیچوقت فکر نمی کردم اینجوری تمومش کنی آفرین
چهارشنبه 1 تیر 1390 11:51 ق.ظ
سلام دوستی که نمی شناسمت اما مطالب عالی می نویسی،اگر توی یک سایت معروف مطلب بزنی می ترکونی مثل سایت قدیانی،قطعه 26
پنجشنبه 12 اسفند 1389 02:31 ق.ظ
عالیست به قول خودت آزادی را معنی كردی
چهارشنبه 19 آبان 1389 11:00 ق.ظ
هو العلیم
...........
سلام برادر.. می گم این متن رو خودتون نوشتین!!

جالب بود..

اللهم عجل لولیک الفرج
و اید امام الخامنه ای..
سلام علیكم برادر....
بله از بنده ی حقیر بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ :
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :