تبلیغات
گوگل فارسی ::. - انسان و اسلام
گوگل فارسی ::.
گوگل حقیقت گوی سیاسی-فرهنگی-اجتماعی
جمعه 29 فروردین 1393 :: نویسنده :
اهمیت دادن به شخصیت انسان ها در برخوردها

انسان باید در كارهاى فردى و اجتماعى ، عاقبت اندیش و با احتیاط باشد؛ سنجیده بگوید و سنجیده كار كند. در بعضى از موارد این احتیاط ضرورى و لازم تر است ؛ از جمله در مورد ((حق الناس ))، ((عرض و ناموس )) عفت زنان و جان انسان .
اسلام براى انسان اهمیت بسیار قائل است ، شما اگر قرآن و روایات را از زاویه انسان شناسى مطالعه كنید به نكته هاى بسیار مهمى برخورد مى كنید و پى مى برید كه شخصیت انسان از منظر اسلام تا چه حد والاست . براى نمونه قرآن ارزش انسان را با تمامى انسان هاى روى زمین مساوى مى داند و مى فرماید:
اگر كسى انسانى را بكشد مثل آن است كه تمام انسان ها را كشته باشد و هم چنین اگر كسى شخصى را كه در شرف مرگ است نجات دهد، همانند آن است كه جهانى را زنده كرده باشد. من قتل نفسا بغیر نفس ....(74)قرآن در آیه دیگر هم مى فرماید:
هر كسى مؤ منى را به عمد بكشد مجازاتش آتش جهنم است كه در آن جاوید و همیشگى معذب خواهد بود: من بقتل مؤ منا متعمدا فجزاؤ ه جهنم ...(75)
مطالعه احكام فقهى دیه نیز ارزش انسان از دیدگاه اسلام را به ما مى فهماند؛ مثلا اگر كسى انسانى را - حتى به خطا - در تصادف یا به نحو دیگر بكشد، علاوه بر این كه باید دیه بدهد، دو ماه نیز باید روزه بگیرد؛ آن هم سى و یك روزه پى درپى و سى روز به طور منفصل .
شخصیت انسان از دیدگاه اسلام
امیرالمؤ منین علیه السلام پیرامون شخصیت انسان مى فرماید:
المؤ من اءعظم حرمة من الكعبة .(76)
شرافت و احترام مؤ من از احترام كعبه ؛ بیشتر است .
باز در جاى دیگر مى فرماید:
ان المؤ من اءعظم حرمة عندالله و اءكرم علوا من ملك مقرب ؛(77)
مومن از جهت شخصیت و احترام نزد خداوند از ملك مقرب ، مقرب تر است .
راز این برترى آن است كه اگر انسان حركت كند و سیر تكاملى بپیماید، به جایى مى رسد كه حتى ملك مقرب الهى نیز نمى تواند به آن جا برسد، قضیه معراج پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) خود گواه بر این مطلب است كه انسان به مقامى دست مى یابد كه ملك مقرب الهى به آن راه نمى یابد و پایش لنگ است .
در قضیه معراج ، پیامبر به جبرئیل فرمود: همراه من بیا، جبرئیل گفت : لودنوت اءنملة لاحترقت اگر ذره اى بالاتر بیایم مى سوزم ، و بیش از این قدرت آمدن ندارم .
مولوى این روایت را انصافا خوب به شعر در آورده است :
گفت : جبریلا بیا اندر پیمگفت رو، رو من حریف تو نیم
قرآن در سوره بقره اولین درجه اى را كه به انسان مى دهد درجه ((خلیفة اللهى است ))، به ملائكه خطاب شد:
انى جاعل فى الارض خلیفة (78)
من در زمین خلیفه اى خواهم گماشت .
اگر نبود براى انسان جز این درجه و امتیاز، برایش كافى بود.
بالاتر از این ، آن كه در همین سوره چند آیه بعد مى فرماید:
و علم آدم الاسماء كلها(79)
و خداوند، تمامى اسما را به آدم آموخت .
یعنى ، انسان مظهر اسما و صفات حق شد و همه آن ها در آدم جلوه كرد. آن جا كه ملائكه درباره خلقت انسان اعتراض داشتند و اظهار مى كردند این موجود خون ریز است و مفسده به پا مى كند و... كه گویا فرشتگان موضوع خونریز بودن انسان را فهمیده بودند و درك كرده بودند كه انسان مركب از روح و جسم است و تمایلات و غرائزش مفسده انگیز است لذا گفتند خداوند! این موجود مفسد و خون ریز را براى چه خلق مى كنى اگر براى عبادت كردن است ، ما بر تو عبادت مى كنیم و... براى فهماندن و جواب گویى به فرشتگان ، وقتى كه اسما و صفات حق براى آدم تجلى كرد، به ملائكه و فرشتگان عرضه نمود و فرشتگان آن را تجلى دیدند و به اشتباه خود پى بردند از خداوند عذر خواهى نمودند و گفتند: ((خدایا! ما نمى دانستیم ، علم ما محدود بود و تو مى دانى چیزهایى را كه ما نمى دانیم )).
این امتیازهاى كه براى انسان شمردیم اختصاص به پیامبران ندارد بلكه براى انسان نیز هست ، مقام انبیا و اولیا مقام دیگرى است بالاتر از این .
امتیاز و درجه دیگرى كه قرآن براى انسان بیان مى فرماید این كه :
و نفخت فیه من روحى فقعوا له ساجدین (80)
یعنى وقتى از روح خود در انسان دمیدم و انسان كامل شد به فرشتگان امر نمودم كه به آدم سجده كنید همگى سجده كردند مگر ابلیس كه به خاطر تكبرش سجده نكرد و به خاطر اینكه ملك نبود و از جنیان بود: (كان من الجن ) بى ادبى كرد، اگر ملك بود، این گونه بى ادب نبود. این مطالب مى رساند كه خداوند به انسان مى فرماید: اى انسان ! هر كس با تو مبارزه كند رانده درگاه من است و از دیده من او مستكبر است ، آن كس كه به تو سجده نكند و در مقابلت متواضع نشود، كافر است .
امتیاز دیگر انسان ، این كه خداوند در آیه اى مى فرماید:
و سخر لكم ما فى السموات و ما فى الارض جمیعا(81)
[اى انسان ها] هر آن چه در آسمان و زمین است براى شما آفریدم .
پس آگاه باش كه عالم هستى براى تو و به خاطر تو آفریده شده است ، و قدر و منزلت خود را بدان ، خداوند مى فرماید:
یا ایها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقیه (82)
اى انسان ، حقا كه تو به سوى پروردگار خود به سختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى كرد.
در آیه هاى دیگر مى فرماید: ان الى ربك الرجعى (83) ان الى ربك المنتهى (84)
اگر چه حركت در این مسیر دشوار و پرمشقت است اما نتیجه اش لذت بخش و شیرین است به حدى كه كسى - حتى ملائكه مقرب خدا - نمى تواند آن را درك كند.
كرامت انسان و برترى آن بر موجودات دیگر امتیاز دیگرى است كه خداوند به انسان داده است .
ولقد كرمنا بنى آدم وحملناهم فى البر و البحر ورزقناهم من الطیبات و فضلناهم على كثیر ممن خلقنا تفضیلا(85)
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را در خشكى و دریا بر مركب ها نشاندیم و از چیزهاى پاكیزه به ایشان روزى دادیم و آن ها را بر بسیارى از آفریده هاى خود برترى دادیم .
این آیه ، تشبیه معقول به محسوس است ، بدین صورت كه اگر شما كسى را دوست داشته باشید و بخواهید ارادت و لطف خود را به او نشان دهید. او را مهمان مى كنید، و اگر بخواهید ارادت خود را بیش از آن نشان دهید خودت یا فرزندت هنگام آمدن با او همراهى مى كنید و اگر بیشتر از این بخواهید اظهار محبت كنید وسیله نقلیه مى برید و او را مى آورید و سپس ‍ بهترین غذا را برایش تهیه مى كنید و سرانجام مى كوشید بهترین و بالاترین نوع احترام را به او بگذارید. خداوند مى فرماید ما نیز به انسان چنین كردیم ؛ یعنى بهترین غذا، مركب و...را در اختیار او گذاشتى
واگذارى امانت الهى به انسان امتیاز دیگرى است كه خداوند عطا فرموده است . شاید بتوان گفت كه این موهبت ، بالاترین امتیاز و درجه اى است كه پروردگار عالم به انسان داده است :
انا عرضنا الامانة على السموات و الارض والجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا؛(86)
ما امانت {الهى و بار تكلیف } را بر آسمان ها و زمین و كوه ها عرضه كردیم ، پس ، از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناك شدند، ولى انسان آن را برداشت ، راستى او ستمگرى نادان بود.
به نظر بنده ، شاید این امانت ، قلب انسان باشد، زیرا ما از روایات مى فهمیم كه دل انسان عرش خدا است : قلب المومن عرش الرحمان (87) و یا:
لا یسعنى ارضى و لا سمائى ، و لكن یسعنى قلب عبدى المومن ؛(88)
عالم هستى نمى گنجد كه من در آن باشم ، اگر مى خواهى مرا بیابى جایگاهم دل و قلب مومن است .
اما چیزى كه تاسف آور است مطلب ذیل آیه است كه مى فرماید: انه كان ظلوما جهولا؛ به راستى او ستمگرى نادان بود.
آرى ، انسان با آن همه امتیاز و درجه ، بسیار جاهل نیز هست ، انسان خودش ‍ را نشناخته است و نمى داند كه این همه مقام دارد، چون مقام و منزلت خود را درك نمى كند در منجلاب شهوت غوطه ور است ، عمر ارزشمند خود را تنها در جمع آورى مادیات صرف مى كند و... انسان همانند آن بچه خردسالى است كه وقتى در گرانبهایى را به دستش دهند مدتى با آن بازى مى كند، بعد هم كه خسته شد با سنگى یا با جسم سخت دیگرى آن را مى شكند، خداوند مى فرماید انسان خود را نمى شناسد و خیلى جاهل است و به خود ستم مى كند، انسانى كه باید از نعمت توبه استفاده كند و به مقام تخلیه و سپس به مقام تحلیه و سرانجام به مقام تزكیه و... برسد، مثل كرم ابریشم دور خود را مى تند و در آخر خفه مى شود و یا به قول امیر المومنین (علیه السلام ) مثل كرم مستراح است كه در عذره مى لولد تا خفه شود.
اولیاى خدا دنیا را شناخته اند، اگر كسى نزد ابن سیرین (كه تعبیر خواب مى داند) برود و بگوید من خواب دیده ام كه به مستراح افتادم و لباس و بدنم متنجس شده است ، او چنین تعبیر مى كند كه : پول زیادى به تو مى رسد دنیا به تو روى مى آورد و...! او مى خواهد بگوید كه مال حرام به اندازه اى پست و بى ارزش است كه در عالم معنا عذره اى بیش ‍ نیست .
انسان از طرفى اگر بخواهد سیر صعودى كند به جایى مى رسد كه جز خدا نبیند و اگر بخواهد سیر نزولى كند به حدى سقوط مى كند كه از میكروب سرطان مضرتر و از سگ درنده پست تر و... مى گردد.
ان شر الدواب عند الله الصم البكم الذین لا یعقلون (89)
قطعا بدترین جنبندگان نزد خدا كران و لالانى هستند كه نمى اندیشند.
آرى ، مدیران و كاركنان اداره ها و سازمان ها بدانند كه با چنین انسان و شخصیتى روبه رو هستند؛ انسانى كه خداوند متعال بر روز او، بسیار سرمایه گذارى كرده است و همه هستى را آفریده تا او به تكامل برسد. در واقع هر كس در مواجهه با هر انسانى باید بداند كه با عصاره همه هستى ، رو به روست و وظیفه دارد تا با خدمت گزارى به او، زمینه تكاملش را فراهم سازد. این همه تاءكیدى كه اسلام در خصوص شخصیت انسان كرده از آن روست كه این موجود، گل سر سبد هستى است و نباید با رفتارهاى نسنجیده آن را رو به افسردگى برد و خشكاند. خدمت به چنین آفریده اى ، خدمت به خدا و احترام به خلقت اوست . خوشا به حال كسانى كه هر روز با چنین فهم و دركى بر سر كار خود حاضر مى شوند و از این كشتزار ناپیدا كرانه ، خرمن خرمن محصول مى چینند و براى سراى آخرت خود، ذخیره مى كنند.
و بدا به حال افرادى كه با دست خود، وجودشان را در كمند شیطان اسیر كرده و جاهلانه این كشتزار را به آتش مى كشند و استعدادهاى وجودى خود و دیگران را از بین مى برند.
 
                               مرتضی مقدم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ :
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :