جمعه 29 فروردین 1393

انسان و اسلام

   نوشته شده توسط:    

اهمیت دادن به شخصیت انسان ها در برخوردها

انسان باید در كارهاى فردى و اجتماعى ، عاقبت اندیش و با احتیاط باشد؛ سنجیده بگوید و سنجیده كار كند. در بعضى از موارد این احتیاط ضرورى و لازم تر است ؛ از جمله در مورد ((حق الناس ))، ((عرض و ناموس )) عفت زنان و جان انسان .
اسلام براى انسان اهمیت بسیار قائل است ، شما اگر قرآن و روایات را از زاویه انسان شناسى مطالعه كنید به نكته هاى بسیار مهمى برخورد مى كنید و پى مى برید كه شخصیت انسان از منظر اسلام تا چه حد والاست . براى نمونه قرآن ارزش انسان را با تمامى انسان هاى روى زمین مساوى مى داند و مى فرماید:
اگر كسى انسانى را بكشد مثل آن است كه تمام انسان ها را كشته باشد و هم چنین اگر كسى شخصى را كه در شرف مرگ است نجات دهد، همانند آن است كه جهانى را زنده كرده باشد. من قتل نفسا بغیر نفس ....(74)قرآن در آیه دیگر هم مى فرماید:
هر كسى مؤ منى را به عمد بكشد مجازاتش آتش جهنم است كه در آن جاوید و همیشگى معذب خواهد بود: من بقتل مؤ منا متعمدا فجزاؤ ه جهنم ...(75)
مطالعه احكام فقهى دیه نیز ارزش انسان از دیدگاه اسلام را به ما مى فهماند؛ مثلا اگر كسى انسانى را - حتى به خطا - در تصادف یا به نحو دیگر بكشد، علاوه بر این كه باید دیه بدهد، دو ماه نیز باید روزه بگیرد؛ آن هم سى و یك روزه پى درپى و سى روز به طور منفصل .
شخصیت انسان از دیدگاه اسلام
امیرالمؤ منین علیه السلام پیرامون شخصیت انسان مى فرماید:
المؤ من اءعظم حرمة من الكعبة .(76)
شرافت و احترام مؤ من از احترام كعبه ؛ بیشتر است .
باز در جاى دیگر مى فرماید:
ان المؤ من اءعظم حرمة عندالله و اءكرم علوا من ملك مقرب ؛(77)
مومن از جهت شخصیت و احترام نزد خداوند از ملك مقرب ، مقرب تر است .
راز این برترى آن است كه اگر انسان حركت كند و سیر تكاملى بپیماید، به جایى مى رسد كه حتى ملك مقرب الهى نیز نمى تواند به آن جا برسد، قضیه معراج پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) خود گواه بر این مطلب است كه انسان به مقامى دست مى یابد كه ملك مقرب الهى به آن راه نمى یابد و پایش لنگ است .
در قضیه معراج ، پیامبر به جبرئیل فرمود: همراه من بیا، جبرئیل گفت : لودنوت اءنملة لاحترقت اگر ذره اى بالاتر بیایم مى سوزم ، و بیش از این قدرت آمدن ندارم .
مولوى این روایت را انصافا خوب به شعر در آورده است :
گفت : جبریلا بیا اندر پیمگفت رو، رو من حریف تو نیم
قرآن در سوره بقره اولین درجه اى را كه به انسان مى دهد درجه ((خلیفة اللهى است ))، به ملائكه خطاب شد:
انى جاعل فى الارض خلیفة (78)
من در زمین خلیفه اى خواهم گماشت .
اگر نبود براى انسان جز این درجه و امتیاز، برایش كافى بود.
بالاتر از این ، آن كه در همین سوره چند آیه بعد مى فرماید:
و علم آدم الاسماء كلها(79)
و خداوند، تمامى اسما را به آدم آموخت .
یعنى ، انسان مظهر اسما و صفات حق شد و همه آن ها در آدم جلوه كرد. آن جا كه ملائكه درباره خلقت انسان اعتراض داشتند و اظهار مى كردند این موجود خون ریز است و مفسده به پا مى كند و... كه گویا فرشتگان موضوع خونریز بودن انسان را فهمیده بودند و درك كرده بودند كه انسان مركب از روح و جسم است و تمایلات و غرائزش مفسده انگیز است لذا گفتند خداوند! این موجود مفسد و خون ریز را براى چه خلق مى كنى اگر براى عبادت كردن است ، ما بر تو عبادت مى كنیم و... براى فهماندن و جواب گویى به فرشتگان ، وقتى كه اسما و صفات حق براى آدم تجلى كرد، به ملائكه و فرشتگان عرضه نمود و فرشتگان آن را تجلى دیدند و به اشتباه خود پى بردند از خداوند عذر خواهى نمودند و گفتند: ((خدایا! ما نمى دانستیم ، علم ما محدود بود و تو مى دانى چیزهایى را كه ما نمى دانیم )).
این امتیازهاى كه براى انسان شمردیم اختصاص به پیامبران ندارد بلكه براى انسان نیز هست ، مقام انبیا و اولیا مقام دیگرى است بالاتر از این .
امتیاز و درجه دیگرى كه قرآن براى انسان بیان مى فرماید این كه :
و نفخت فیه من روحى فقعوا له ساجدین (80)
یعنى وقتى از روح خود در انسان دمیدم و انسان كامل شد به فرشتگان امر نمودم كه به آدم سجده كنید همگى سجده كردند مگر ابلیس كه به خاطر تكبرش سجده نكرد و به خاطر اینكه ملك نبود و از جنیان بود: (كان من الجن ) بى ادبى كرد، اگر ملك بود، این گونه بى ادب نبود. این مطالب مى رساند كه خداوند به انسان مى فرماید: اى انسان ! هر كس با تو مبارزه كند رانده درگاه من است و از دیده من او مستكبر است ، آن كس كه به تو سجده نكند و در مقابلت متواضع نشود، كافر است .
امتیاز دیگر انسان ، این كه خداوند در آیه اى مى فرماید:
و سخر لكم ما فى السموات و ما فى الارض جمیعا(81)
[اى انسان ها] هر آن چه در آسمان و زمین است براى شما آفریدم .
پس آگاه باش كه عالم هستى براى تو و به خاطر تو آفریده شده است ، و قدر و منزلت خود را بدان ، خداوند مى فرماید:
یا ایها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقیه (82)
اى انسان ، حقا كه تو به سوى پروردگار خود به سختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى كرد.
در آیه هاى دیگر مى فرماید: ان الى ربك الرجعى (83) ان الى ربك المنتهى (84)
اگر چه حركت در این مسیر دشوار و پرمشقت است اما نتیجه اش لذت بخش و شیرین است به حدى كه كسى - حتى ملائكه مقرب خدا - نمى تواند آن را درك كند.
كرامت انسان و برترى آن بر موجودات دیگر امتیاز دیگرى است كه خداوند به انسان داده است .
ولقد كرمنا بنى آدم وحملناهم فى البر و البحر ورزقناهم من الطیبات و فضلناهم على كثیر ممن خلقنا تفضیلا(85)
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را در خشكى و دریا بر مركب ها نشاندیم و از چیزهاى پاكیزه به ایشان روزى دادیم و آن ها را بر بسیارى از آفریده هاى خود برترى دادیم .
این آیه ، تشبیه معقول به محسوس است ، بدین صورت كه اگر شما كسى را دوست داشته باشید و بخواهید ارادت و لطف خود را به او نشان دهید. او را مهمان مى كنید، و اگر بخواهید ارادت خود را بیش از آن نشان دهید خودت یا فرزندت هنگام آمدن با او همراهى مى كنید و اگر بیشتر از این بخواهید اظهار محبت كنید وسیله نقلیه مى برید و او را مى آورید و سپس ‍ بهترین غذا را برایش تهیه مى كنید و سرانجام مى كوشید بهترین و بالاترین نوع احترام را به او بگذارید. خداوند مى فرماید ما نیز به انسان چنین كردیم ؛ یعنى بهترین غذا، مركب و...را در اختیار او گذاشتى
واگذارى امانت الهى به انسان امتیاز دیگرى است كه خداوند عطا فرموده است . شاید بتوان گفت كه این موهبت ، بالاترین امتیاز و درجه اى است كه پروردگار عالم به انسان داده است :
انا عرضنا الامانة على السموات و الارض والجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا؛(86)
ما امانت {الهى و بار تكلیف } را بر آسمان ها و زمین و كوه ها عرضه كردیم ، پس ، از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناك شدند، ولى انسان آن را برداشت ، راستى او ستمگرى نادان بود.
به نظر بنده ، شاید این امانت ، قلب انسان باشد، زیرا ما از روایات مى فهمیم كه دل انسان عرش خدا است : قلب المومن عرش الرحمان (87) و یا:
لا یسعنى ارضى و لا سمائى ، و لكن یسعنى قلب عبدى المومن ؛(88)
عالم هستى نمى گنجد كه من در آن باشم ، اگر مى خواهى مرا بیابى جایگاهم دل و قلب مومن است .
اما چیزى كه تاسف آور است مطلب ذیل آیه است كه مى فرماید: انه كان ظلوما جهولا؛ به راستى او ستمگرى نادان بود.
آرى ، انسان با آن همه امتیاز و درجه ، بسیار جاهل نیز هست ، انسان خودش ‍ را نشناخته است و نمى داند كه این همه مقام دارد، چون مقام و منزلت خود را درك نمى كند در منجلاب شهوت غوطه ور است ، عمر ارزشمند خود را تنها در جمع آورى مادیات صرف مى كند و... انسان همانند آن بچه خردسالى است كه وقتى در گرانبهایى را به دستش دهند مدتى با آن بازى مى كند، بعد هم كه خسته شد با سنگى یا با جسم سخت دیگرى آن را مى شكند، خداوند مى فرماید انسان خود را نمى شناسد و خیلى جاهل است و به خود ستم مى كند، انسانى كه باید از نعمت توبه استفاده كند و به مقام تخلیه و سپس به مقام تحلیه و سرانجام به مقام تزكیه و... برسد، مثل كرم ابریشم دور خود را مى تند و در آخر خفه مى شود و یا به قول امیر المومنین (علیه السلام ) مثل كرم مستراح است كه در عذره مى لولد تا خفه شود.
اولیاى خدا دنیا را شناخته اند، اگر كسى نزد ابن سیرین (كه تعبیر خواب مى داند) برود و بگوید من خواب دیده ام كه به مستراح افتادم و لباس و بدنم متنجس شده است ، او چنین تعبیر مى كند كه : پول زیادى به تو مى رسد دنیا به تو روى مى آورد و...! او مى خواهد بگوید كه مال حرام به اندازه اى پست و بى ارزش است كه در عالم معنا عذره اى بیش ‍ نیست .
انسان از طرفى اگر بخواهد سیر صعودى كند به جایى مى رسد كه جز خدا نبیند و اگر بخواهد سیر نزولى كند به حدى سقوط مى كند كه از میكروب سرطان مضرتر و از سگ درنده پست تر و... مى گردد.
ان شر الدواب عند الله الصم البكم الذین لا یعقلون (89)
قطعا بدترین جنبندگان نزد خدا كران و لالانى هستند كه نمى اندیشند.
آرى ، مدیران و كاركنان اداره ها و سازمان ها بدانند كه با چنین انسان و شخصیتى روبه رو هستند؛ انسانى كه خداوند متعال بر روز او، بسیار سرمایه گذارى كرده است و همه هستى را آفریده تا او به تكامل برسد. در واقع هر كس در مواجهه با هر انسانى باید بداند كه با عصاره همه هستى ، رو به روست و وظیفه دارد تا با خدمت گزارى به او، زمینه تكاملش را فراهم سازد. این همه تاءكیدى كه اسلام در خصوص شخصیت انسان كرده از آن روست كه این موجود، گل سر سبد هستى است و نباید با رفتارهاى نسنجیده آن را رو به افسردگى برد و خشكاند. خدمت به چنین آفریده اى ، خدمت به خدا و احترام به خلقت اوست . خوشا به حال كسانى كه هر روز با چنین فهم و دركى بر سر كار خود حاضر مى شوند و از این كشتزار ناپیدا كرانه ، خرمن خرمن محصول مى چینند و براى سراى آخرت خود، ذخیره مى كنند.
و بدا به حال افرادى كه با دست خود، وجودشان را در كمند شیطان اسیر كرده و جاهلانه این كشتزار را به آتش مى كشند و استعدادهاى وجودى خود و دیگران را از بین مى برند.
 
                               مرتضی مقدم


چهارشنبه 25 مرداد 1391

راه آزادی قدس از کجا می گذرد؟

   نوشته شده توسط:    

جام جم آنلاین/

جواد شعرباف/

 

تاریخ اسلام، مشحون از حوادث تلخ و شیرین اما عبرت آموز است. فراز و فرودهای شگفت انگیزی که در صدر اسلام رخ داده، در تاریخ تمدن ها بی سابقه اگر نگوییم، یقینا کم نظیر است. یعنی به چیزی شبیه معجزه می ماند پیدایش و ماندگاری و از همه مهمتر جهانگیریش در اندک زمانی. آن هم در شرایطی که دو ابرقدرت شرق و غرب جایی برای “نیروی سومی” باز نمی کرد؛ چه برسد به آن که اقتدار هر دوی آنان را به چالش و سلطه اشان را به زیر بکشد.

 

این معجزه آشکار تاریخ، اگر چه مرزهای بسیاری را درنوردید و در کمتر از ده سال امپراطوری روم و در دهه دوم، پادشاهی ایران را شکست داد،اشارات و تنبیهات قرانی ما را به این کریمه شریفه رهنمون می سازد که همه این فتوحات اسلامیه، از او و به خاطر او و برای اوست:انا فتحنا لک فتحا مبینا.نقل است که احبار یهود، ظهور پیامبر آخرالزمان را چشم می کشیدند؛ اما از درون قوم و قبیله خودشان! و برای همین هم در میانه کوچ از مصر به فلسطین، برخی به آن امید، درمیانه راه، تن به سکونت در صحرای سوزان عربستان دادند. علمای یهود پیش بینی کرده بودند که پیامبر خاتم از این منطقه ظهور خواهد کرد؛ در مکانی میان مکه و یثرب. پیامبر ظهور کرد اما نه از میان آنان و این شد زمینه ای برای روی برتافتن از همو که چشم انتظارش بودند. همان احبار، به سائقه علم و دانشی که داشتند و اینک نژادپرستی و قوم گرایی مزید و البته حجابش شده بود، حکم کردند ” حال که از ما و با ما نیست پس دشمن ماست”. انکار ، تفتین،مقابله نرم و سخت و تحریک دیگران و سپس خودشان به جنگ، در دستور کارشان قرار گرفت و کردند آنچه کردند. اما در نهایت “جاء الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا”ادامه…..

قصه تعامل یهودیان عربستان با پیامبر نوظهور غیر یهودی، یکی از داستان های پر آب چشم تاریخ است. پیامبر در ابتدای ظهور اسلام،در چندین جبهه می بایست می جنگید که سخت ترین و گزنده ترین آنها، یهودیان بودند.. قریش که از مقابله سخت افزاری با دین و پیامبر جدید ناکام مانده بود، به دنبال هم پیمان به سراغ یهودیان سرخورده از تقدیر تاریخ برآمد. به شکرانه اتحاد جهل و حسادت، تلخ ترین دوران عمر تاریخ اسلام و پیامبر نازنینش رقم خورد. روزی نبود که میان آن دو قوم عنود و جهول، جلسه ای برگزار نشود و ساز تازه ای علیه پیامبر رحمت کوک نشود.

شرح تفصیلی آیات مکرر قران، در مذمت یهود و اغواگری های آنان و مکر و حیله گری هایشان و راه و چاه نشان مشرکان دادنشان را باید در کتب و جوامع تفسیری خواند و بر صبر و استقامت پیامبر و مومنان،رشک برد و غبطه خورد و البته در دلو به مدد تسبیح خاطرات ،مستمرا آیات لعن و نفرین الهی بر این قوم را مکرر کرد. کلید فهم دایره المعارف خباثت یهودیان نسبت به آن عزیز آیا “ما اوذی النبی مثل ما اوذیت”نیست؟

مذکور است که میان قریش با یهودیان و دیگر مشرکان، داد و ستد های بسیاری برقرار بود. جهالت مشرکان و خباثت یهودیان زمینه برای همفکری علیه دشمن مشترک که بساط شرک و کفر آنان را هدف گرفته بود را فراهم آورد. مشرکان که بویی از معارف الهی نبرده بودند، به هر دری برای مقابله با طرفداران دین جدید می زدند، اما راه به جایی نمی بردند. تنها در باز و روی گشاده،قلاع یهودیان و بزرگان دینی آنها بود که نیک می دانستند چه اتفاقی افتاده و در حقیقت چه بر سرشان آمده است. “یعرفونه کما یعرفون ابناءهم”.

پیامبر را همانند فرزندانشان می شناختند اما حقد و کینه اجازه ابراز نمی داد و از همین رو دعوت مشرکان را برای اتحاد پذیرفته و متفقا سلسله دشمنی را جنباندند. تنها پس از سرکوب شدید یهودیان بود که مشرکان و کفار حجاز،به لحاظ نظری و عملی خلع سلاح شدند. ابوسفیان و آل او تسلیم شدند و پیامبر توانست مکه را فتح کند. بدین ترتیب و پس از فتح مکه، راه به سوی رهایی قبله اول مسلمین هموار شد. راه آزادی قدس در آن زمان از مکه می گذشت.

وضعیت امروزه جهان اسلام بی شباهت به آن دوران نیست. نویسنده قصد مقایسه، تقارن و تطبیق را ندارد، اما شرایط سیاسی به گونه ای دیگر در حال تکرار است. بنی اسرائیل همچنان و بازهم صحنه گردان شرایط در مقابل اسلام ناب محمدی شده اند و اخلاف همان مشرکان با تظاهر به عمل به سیره و سنت سلف، که اینک برخلاف صریح قران، یهود و نصاری را دوستان خویش ساخته اند، بر همان مدار آبا و اجدادشان در ضدیت با دین ناب می کوشند.

اینان همانند اسلافشان، زر و زور و تزویر را بیش از حد کفایت دارند و با تکیه بر این سه می توانند در دنیای اسلام ید بیضا کنند و سامری گونه ادای مسیحا درآورند.نگاهی به اوضاع جاری و حوادث پیرامونی نشان می دهد که میان بنی اسرائیل و بنی سفیان (صرف نظر از بحث صحت و سقم انتساب آل سعود به یهودیان) پیوندهایی از جنس گذشته در تقابل با اسلام ناب برقرار شده است.

تلاش آل سعود برای مقابله جدی با جمهوری اسلامی و هم نوایی و هم پیمانی علیه نظام مقدس اسلامی، از شواهد جدی در صحنه عمل برخوردار است. گزارش های متعددی که از برقراری تماس میان مقامات سیاسی و اطلاعاتی طرفین منتشر می شود و همسو شدن منافع آنان در تقابل با نظام اسلامی و تشدید جنگ شیعه و سنی در منطقه، حاکی از عینیت یافتن این همفکری است.

جدال میان اسلام ناب با جریان سفیانی و بوسفیانی چنان تعمیق شده است که اینان برای پشتگرمی، به هم پیمانان قدیمی خویش روی آورده اند. بنی اسرائیل نیز سودجویانه همانند گذشته از این جاهلان برای پیشبرد اهداف خویش بهره می برند. تاریخ البته نشان داده است که این هم پیمانی ها راه به جایی نمی برد “و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا”

تلاش مشترک برای تقابل با نظام اسلامی که هدفی جز مقابله با دیکتاتوری، مبارزه با ظلم و فساد، دشمنی با ستم و بی عدالتی، بسط حکومت و حاکمیت الهی و البته حمایت از مظلومین و رفع اشغال از فلسطین، نداشته میان این دو،چندین دهه دوستی و تعامل آفریده است. بی شک از جنس همان نزدیکی یهود و مشرکان قریش. اینک که راه کربلا به مدد استقامت ملت گشوده شده،برای آزادی قدس، آیابا تکیه بر تجارب تاریخی باز هم باید از مکه شروع کرد؟ و این بار هم آیا راه قدس از مکه می گذرد؟!


دوشنبه 21 فروردین 1391

افتخاری دیگر بر تاریخ ایران

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :اجتماعی ،علمی ،

نصر من الله

در سال جهاد اقتصادی،جهادی کردیم که نگاه جهان را به خودمان منعطف کرد.

نباید کوته نگر بود که چیزی را در سال 91یا92به بعد اعلام کردند ربطی به جهاد اقتصادی ندارد.

یکسری دستورالعمل ها بلند مدت اند و بعضی کوتاه مدت.

اما

ما واحد 100هزار تنی بوتن-1 را در عسلویه پتروشیمی جم با تمام توان پیش بردیم و در عرض کمتر از یک سال از مرحله ی نصب و ساختمان آن را به تولید رساندیم.

اگر بگم چقدر سخت بود باور نمی کنید،اگر بگویم چقدر تحریمها اثر گذار بود باور نمی کنید و اگر بگویم چه زحمتی کشیدیم بدون انتظار پاداش باور نمی کنید.

(خودم  نیستم،ترتیب از راست به چپ:عباس مقدم ، محمد احمدزاده ، ابولقاسم احمدی)

 

110میلیون دلار خرج کردیم تا حداقل 100هزار تن تولید کنیم و به صنایع بالا دستی نیز اجازه دهیم بیشتر تولید کنند.

فردا هم قرار است وزیر بیاید افتتاح رسمی نماید ،اگر چه 1ماه است که داریم بوتن-1 تولید می کنیم.


برچسب ها: راه اندازی بوتن -1 ، بزرگترن واحد ، جهاد اقتصادی ، جهاد ، عسلویه ، وزیر نفت ، اطلاعاتی در مورد بوتن-1 ، شکست تحریم ها ، افتتاح رسمی ، پارک پتروشیمی ، بوتن-1 ، افتتاح رسمی بوتن-1 ، پتروشیمی جم ، عباس مقدم ، محمد احمدزاده ، ابولقاسم احمدی ،

چهارشنبه 19 بهمن 1390

تحریم سامسونگ

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :اجتماعی ،

بسم الله خیرالاسماء

 

         تحریم بخاطر هتک حرمت

 

2016 361 خداحافظ سامسونگ...

تا سامسونگ عذر خواهی نکند من و ما دیگر سامسونگ نمی خریم.

خدا حافظ سامسونگ

سامسونگ سگ لوس اسرائیل :

به گزارش سایت باراک اوباما دات آی آر در کلیپ تبلیغاتی کوتاهی که از سوی شرکت سامسونگ و یک شرکت تبلیغاتی اسرائیلی ساخته شده و از شبکه تلویزیون کابلی “هات” رژیم صهیونیستی پخش شده است، شرکت سامسونگ با خوش‌خدمتی قابل توجهی به این رژیم، به کشور و مردم ایران توهین نموده است.

داستان کلیپ:

داستان این کلیپ که با همکاری مشترک یک شرکت بازرگانی اسرائیلی و شرکت سامسونگ کره جنوبی ساخته شده، به ۴ بازیگر اسرائیلی مربوط می‌شود که شوهای خاصی برگزار می‌کنند و شنیده‌اند که حتی در ایران نیز طرفدار دارند. به همین منظور، برای دیدار با طرفداران خود در ایران، به اصفهان سفر می‌کنند.

این چهار صهیونیست برای اینکه شناخته نشوند لباس مبدل به تن می‌کنند. شرکت سازنده این کلیپ، با نوع پوششی که برای این ۴ کاراکتر در نظر گرفته، زن ایرانی را مورد تمسخر قرار داده است، به گونه‌ای که این ۴ مرد با پوشیدن مانتو و در عین حال داشتن سبیل و با راه رفتن نامناسب خود، چهره ناشایست و عقب‌افتاده‌ای از زن ایرانی نشان می‌دهند.

در این کلیپ، ایران به مثابه بیابانی به تصویر کشیده شده که مملو از گرد و غبار است و مردم آن به دور از هرگونه تمدن و به صورت عصر حجری زندگی می‌کنند و زنان در هر گوشه‌ای روی زمین بر روی خاک نشسته‌اند.

این ۴ نفر در جستجوی غذا به کافه‌ای می‌رسند که در این کافه یک مامور موساد را که نیروگاه هسته‌ای ایران در اصفهان را زیر نظر دارد، به طور اتفاقی می‌بینند. وجود تصاویر آیت‌الله سیستانی به عنوان چهره سیاسی ایران، بر روی دیوارهای این کافه نیز نشان می‌دهد که شرکت تبلیغاتی مزبور، حتی از اطلاعات سیاسی خاصی برای تولید این کلیپ برخوردار نیست.

این مامور موساد به بازیگران مورد علاقه‌اش توضیح می‌دهد تبلتی دارد که با آن تمام فعالیت‌های نیروگاه هسته‌ای را رصد می‌کند. یکی از بازیگران اسرائیلی، تبلت مامور موساد را برمی‌دارد و همینطور که درباره قابلیت‌های آن از مامور سوال می‌کند، دوست دیگرش از روی کنجکاوی، دکمه‌ای را روی تبلت لمس می‌کند که به محض لمس دکمه، نیروگاه هسته‌ای ایران که پشت سر آن‌هاست، منفجر می‌شود!

همه بهت‌زده می‌شوند اما بازیگری که باعث این انفجار شده، می‌گوید: چی شده؟ مگر چه اتفاقی افتاده؟! این هم فقط یک انفجار مرموز دیگر در ایران بوده! غصه نخورید!


سه شنبه 18 بهمن 1390

نصر من الله و فتح قریب

   نوشته شده توسط:    

به امید خدا تا چند روز آینده دست به راه اندازی کارخانه تولید کننده  1-بوتن می زنیم.


تعداد کل صفحات: 16 1 2 3 4 5 6 7 ...